close
تبلیغات در اینترنت
لطفا حتما این پست را بخوانید

مطالب پربازديد
تبليغات
سیستم کسب درآمد آذ پاپ آپ آجیل2
بازديد : 57 | تاريخ : دوشنبه 10 شهريور 1393 زمان : 3:27بعد از ظهر |

لطفا حتما این پست را بخوانید

نان گرفته بودیم و می آمدیم سمت خوابگاه.
چندتا سنگ به نان ها چسبیده بود.
مصطفی کندشان و برگشت سمت نانوایی.
می گفت :"بچه بودم،یه بار نان سنگک خریدم ، سنگ هاش رو خوب جدا نکرده بودم.
خانه که رسیدم،بابام سنگ ها رو جدا کرد داد دستم،
گفت برو بده به شاطر
نانواها بابت اینها پول میدن".
خاطرات شهید مصطفی احمدی روشن





نويسنده : ارتش یک نفره | نظرات

نظرات شما

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبليغات
اطلاعات
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • اعضاي آنلاين : 0
  • تعداد اعضا : 3

  • عضو شويد
  • رمز عبور را فراموش کردم ؟
    نام کاربری :
    رمز عبور :


    آمار مطالب
    کل مطالب : 318
    کل نظرات : 163

  • آمار بازديد
  • بازديد امروز : 69 نفر
  • بارديد ديروز : 1 نفر
  • بازديد هفته : 176 نفر
  • بازديد ماه : 260 نفر
  • بازديد سال : 1,145 نفر
  • بازديد کلي : 35,476 نفر
  • ورودي امروز گوگل : 0 نفر
  • ورودي گوگل ديروز : 0 نفر

تبادل لينک هوشمند
    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد
کدهاي اختصاصي

آرشيو
لوگوی ما

    ارتش سرخ

    برای حمایت از ما کدهای زیر را کپی کرده و در بخش کدهای اختصاصی وبلاگ خود قرار دهید.

تبليغات متني

× بستن تبليغات